لـــ ــعنــت بــﮧ مـــوبـــایــــلــــ ...!! لـــ ــعنـت بــﮧ اسـ امــ اســ ...! لــــــ ـ ـ ـ ــــــــــعنــت بــﮧ ایــــنـــتــرنــتـــ ...!!! مـטּ خـ ــوבتــ را از نـ ـزבیــ کــ مـے خــواهــــــمــ

شنیـבم میگـטּ تو اوטּ ☝ בنیا
همـــــﮧ اعضاﮯ بـבטּ اבم웃
✔شروع بـــــﮧ حرف زבטּ میـڪــنــטּ
↔خـــב ا ڪــنــﮧ בلم لال بمونــﮧ
╱طاقت اشـڪــ خـבا رو نـבارم ╱GOD
برچسب: نویسنده: E-N تاريخ: جمعه 30 مرداد 1394 ساعت: 23:35
دختری
نباش که به مردی نیاز داره
دختری باش که مردی
به اون نیاز داره
و این دو باهم خیلی متفاوتند . . .
روزمون مبارک
elham

برچسب: نویسنده: E-N تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1394 ساعت: 16:02
دختــر بودن تاوان دارد...
دل می بندی...
تنت رابرایش عریــــان می کنی...
نه از روی هوس ...
وقتی دلش را زدی میرود...
و تـــو می مانی و خودتــــ ...
آن زمان تو یک هــــــــــرزه ای.....
و او...
فقط کمی دختــــــر بازی کرده .....
پ.ن:
خدایا ناشکری نمی کنم ولی از اینکه یه دخترم اصلا حال خوبی ندارم
elham
برچسب: نویسنده: E-N تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1394 ساعت: 15:57
delam braye nafas goftanat kheyli tang shode
akhe bi marefat
bi nafasat mage mitooni nafas bekeshi
delam mikhad bedoonam hanozam nafasetam?
ya yeki dige jamo gerefte
har chand midoonam to paye ghasamt hasi
yadete??????l
khodet b eli gofti b khoda doosesh daram
man faght b omid hamin jomle az kheyli chiza gozashtam
h a m i n


برچسب: نویسنده: E-N تاريخ: يکشنبه 18 مرداد 1394 ساعت: 21:18
اولین بار که براش اشک ریختم
رفتم پیش خدا فریاد زدم چرا؟
خدا به آرامی گفت:هیسسسس فرشته ها تازه خوابیدن
زیر لب پرسیدم پس من چی؟
با مهربانی گفت:تو واسم عزیزترینی...
بغض کردم و گفتم:فرشته ی من رفت...
خدا نگاهم کرد و گفت:
اذیتش کردی
با اشک و هق هق گفتم:نمیدونم...
خدا گفت:امدی دنبالش تو آسمون؟؟؟
گفتم:آره،نامرد بهم قول داده بود بدون من جایی نره...
خدا لبخند زد...
سرمو بالا کردم و گفتم:من بدم یا اون؟؟؟
خدا گفت:هیچکدوم...
داد زدم و گفتم:اون بد بود تنهام گذاشت اون بد بود حرصم گرفت گفتم ببرش جهنم...
خدا با تعجب گفت:مطمئنی؟
با دودلی با اشکام گفتم:نه...
به خدا گفتم میشه ببینمش؟؟؟
خدا قبول کرد...
ازین بالا داشتم میدیدمش بلند داد زدم گفتم:
آهای همه کسم،من اینجام مگه قرار نبود تنها جایی نری با توام...
خدا آروم بهم گفت:
صداتو نمیشنوه...
به آرامی با بغض گفتم:دوسش داشتم پس چرا رفت؟
خدا گفت:اگه زندگیتون بهم ربط نداشت هیچوقت سر راه هم قرارتون نمیدادم...
لبخندی زدم و گفتم:مواظبش باش خدا
♥من تو رو به خدا سپردم♥
تو منو به کی میسپاریی؟؟؟؟
elham
برچسب: نویسنده: E-N تاريخ: يکشنبه 18 مرداد 1394 ساعت: 16:37
✔خجالتـــــ ڪــشیـבم بگم هنوزم "دوست دارم"♥
✔בلم نیومـב بگم : گند زد ﮯ بـﮧ تمام باورهام !!!
✔غرورم نذاشت بگم :"نرو" ... بموטּ ڪــنار בلم!
✔בلم نمیذاره فراموشش ڪــنم ... !
✔عقلم نمیذاره بگم "برگرב"
✔خاطراتش نمیذاره "نف๛" بڪــشم!
✔"قسمت" نمیذاره בستام بـﮧ رویا ﮯ בاشتنش برسـﮧ !
✔واین وسط "خــــــــــבا" با تمام بزرگیش فقط نگاه میڪــنـﮧ .. !
پ.טּ:خـــــــבایا بزرگیتو شڪــر
◄میـבونم هر چـﮯ صلاحمـﮧ واسم پیش میارﮯ
i love my god
◄ختم ڪـلام:
☠ﻏــــﺮﻭﺭﻡ⇨
◄ﯾڪـــــ ﺍﻣﭙــــﺮﺍﻃﻮﺭ♚ڪـﺒﯿـــﺮ♚
◄ﺍﺳتــــــــــ ↓↑
◄ڪــﮧﺑﺮﺍﮯ ﻫﯿﭻ ڪـ๛ ﺟـــُــﺰ
**ﺧـــــُــــــــבﺍ **
◄ﺳﻘــــﻮﻁ↓
●✘ﻧﺨﻮﺍﻫב ڪــﺮב✘●
برچسب: نویسنده: E-N تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1394 ساعت: 16:01